على محمدى خراسانى

53

شرح كفاية الأصول (فارسى)

مىباشند و در مورد جهل به حكم واقعى جارى مىشوند كسى كه علم به واقع دارد ، معنى ندارد كه از اصل يا اماره استفاده كند . امّا تفاوت اماره و اصل در باب خود آمده و اجمال مطلب اين است كه اماره لسانش لسان حكايت و كشف از واقع است و طريق به سوى واقع است و مؤدّاى خود را به عنوان واقع منجّز مىكند ، البته ممكن است اماره مصيب باشد و يا خطا كند ، ولى اصل عملى اصلا نظر به واقع ندارد و صددرصد در مورد شك و جهل نسبت به واقع است و در جائى است كه علم و ظن معتبرى در ميان نباشد و راه رسيدن به واقع صددرصد به روى ما مسدود باشد دربارهء امرهاى ظاهرى - يعنى هريك از اصول و امارت - دو مبحث منعقد مىكنند . 1 - اوامر ظاهرى يا اصول و اماراتى كه در موضوعات و متعلّقات تكاليف جارى مىشوند و موضوع را براى ما احراز و منقّح و محقّق مىكنند . ( توضيح به زودى خواهد آمد ) 2 - اوامر ظاهرى يا اصول و اماراتى كه در خود تكاليف و احكام جارى مىشوند . مبحث اوّل : اين بحث را نيز در دو بخش تنظيم كرده‌اند . 1 - اصول علميّه‌اى كه در موضوعات و متعلّقات مطرح مىشوند . 2 - امارات ظنيّه‌اى كه در موضوع متعلّق تكليف جارى مىشوند . بخش اصول عمليّه نيز دو شعبه دارد : الف ) اصول عمليّه‌اى كه نقش اثباتى دارند و نتيجهء آنها اثبات موضوع و احراز متعلّق است . ب ) اصول عمليّه‌اى كه نقش سلبى دارند و نتيجهء آنها نفى موضوع و متعلّق است . شعبهء اوّل يا اصولى كه در رابطه با تنقيح موضوع و تحقيق متعلّق جارى مىشوند ، يعنى تكليفى داريم و اصل وجوب مسلّم است كه مثلا نماز واجب است ، ولى در ارتباط با موضوع و متعلّق اين تكليف يعنى نماز ، كمّا و كيفا چيزهايى براى ما مشكوك است ، مثلا شك داريم كه اين نماز ما واجد شرط طهارت لباس و بدن هست يا نه ؟ واجد طهارت بدنى هست يا نه ؟ لباس مصلّى بايد از اجزاء حيوان مأكول اللحم باشد و شك داريم كه اين